کتاب خاطرات و زندگینامه خلبان شهید غلامرضا چاغروند با عنوان «ذبیح لرستان» همزمان با دهه فجر امسال طی مراسمی در تهران رونمایی میشود.
به گزارش پایگاه خبری تمدن لر، سهیلا چاغروند، خواهر خلبان شهید غلامرضا چاغروند گفت: کتاب خاطرات و زندگینامه خلبان شهید غلامرضا چاغروند با عنوان «ذبیح لرستان» با حمایت مالی امیر کیومرث حیدری، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با شمارگان پنج هزار نسخه به همت مؤسسه فرهنگی و هنری انتشارات سوره سبز در 250 صفحه به چاپ رسیده است که طی دهه فجر امسال در مراسمی در تهران از این کتاب رونمایی خواهد شد.
وی یادآور شد: قرار بود این کتاب مهرماه امسال همزمان با چهلمین سالگرد شهادت غلامرضا چاغروند طی مراسمی در خرمآباد رونمایی شود که متأسفانه بهدلیل شیوع کرونا این مراسم برگزار نشد و به زمان دیگری موکول شد.
این خواهر شهید با اشاره به آماده شدن تندیس کریستالی از کتاب زندگینامه شهید چاغروند که توسط خواهرزاده شهید چاغروند تهیه شده است و در آیین رونمایی به شرکتکنندگان اهدا خواهد شد، ادامه داد: محسن صادقنیا، مدیر تولید، سیدحمید رهنما، ویراستار ادبی، هوشیار رحمانی، ویراستار علمی و سیدمصطفی ریحانی، صفحهآرایی این کتاب را برعهده داشتند.
وی بیان کرد: کتاب مذکور در هفت فلک برگرفته از نام فلکالافلاک لرستان، تألیف شده است که بعد از مقدمه، سخن ناشر و سخن با خوانندگان به ترتیب عناوین فلکها ذکر شده است.
نگاهی به زندگی و شهادت شهید چاغروند
شهید غلامرضا چاغروند، 12 بهمنماه سال 1331 در شهرستان خرمآباد دیده به جهان گشود. پس از دوران طفولیت و پشت سر گذاشتن دوره ابتدایی و راهنمایی، دوره متوسطه را در دبیرستان امیرکبیر خرمآباد با موفقیت سپری کرد و موفق به اخذ دیپلم شد.
وی در سال 1353 به استخدام هوانیروز درآمد و پس از گذراندن آموزش زبان انگلیسی و دورههای مختلف نظامی در تهران و مرکز آموزش هوانیروز اصفهان با درجه ستوان سومی ترخیص شد. در سال 1355 بهعلت درگیری با رئیس وقت شهربانی اصفهان مدت یک ماه در بازداشتگاه ارتش محبوس شد.
در سال 57 که عطر انقلاب اسلامی در همه جای کشور پیچید غلامرضا همراه با انقلابیون در تمام راهپیماییها شرکت میکرد. پس از پیروزی انقلاب در سال 58 همزمان با شورش گروهکهای معاند در کردستان به پایگاه هوانیروز کرمانشاه منتقل شد و در عملیاتهای مختلفی به مبارزه و درگیری با آنها پرداخت.
او در سال 58 ازدواج کرد و تا 30 شهریورماه سال 59 در کردستان خدمت کرد. پس از آن با حمله عراق به خاک جمهوری اسلامی به جبهه ایلام اعزام و در آنجا مشغول خدمت شد، تا اینکه آخرین مأموریت چاغروند در بعدازظهر 12 مهرماه 59 انجام گرفت، در آن روز خلبان چاغروند و کمک خلبان وی ستوانیار مصری و گروهبان یکم عادل موسوی عازم مأموریت به منطقه دهلران شدند و کسی هیچ اطلاعی از بالگرد و دیگر سرنشینانش نداشت تا اینکه خبر مصاحبه چند نفر از سرنشینان بالگرد از رادیو عراق پخش شد و اقوام خلبان چاغروند به کمیته هلالاحمر مراجعه کردند. ولی به هر دری زدند بسته بود و مسئولان از نبودن نام او در آمار اسرا خبر میدادند.
در نهایت پس از شش ماه از طریق خانواده گروهبان یکم عادل موسوی نامهای به دست خانواده خلبان چاغروند رسید که متن آن این چنین بود «ما در ظهر دوازدهم مهر 59 در مرز دهلران اسیر شدیم خلبان چاغروند شهید شد و خلبان حسین مصری را که تیر خورده بود به بیمارستان منتقل کردند. لطفاً به خانوادههای آنها اطلاع دهید.»
پسر پیرمرد دفنکننده پیکر شهید غلامرضا چاغروند بهنام «دیوان جالیزی» در این خصوص میگوید: در بعدازظهر دوازدهم مهرماه 59 یک بالگرد در منطقه دهلران در حال پرواز بود. منطقه چند ساعت قبل بهعلت عقبنشینی نیروهای ایرانی در اشغال نیروهای بعثی بود. نیروهای دشمن بهمحض دیدن بالگرد آنرا مورد هدف گلولههای خود قرار دادند بالگرد بهسمت کوههای اطراف پرواز کرد و بهعلت اصابت گلوله به بالگرد و زخمی شدن کمک خلبان در یک کیلومتری جالیز بر زمین نشست.
بلافاصله نیروهای مهاجم، بالگرد را به محاصره درآوردند و سرنشینانش را به اسارت درآوردند فرمانده بعثیها از خلبان میخواهد به امام امت توهین کند که با مقاومت چاغروند روبهرو میشود. این ایستادگی و مقاومت ایشان تا جایی ادامه دارد که یکی از افسران عراقی با سرنیزه بهسمت او حمله میکند و وی را به شهادت میرساند.
پیکر وی در تاریخ 12 اسفندماه سال 62 در روستای جلیز با یک متر خاکبرداری و در حالی که تنها استخوانهای او در داخل لباس خلبانیاش مانده بود پیدا شد.